مبحث‌های سطح B1
  1. Präteritum در آلمانی: فعل‌های باقاعده و بی‌قاعده
  2. گذشته‌ی پیشین در آلمانی: Plusquamperfekt
  3. جای فعل در Nebensatz
  4. تفاوت wenn و als: زمان، تکرار و شرط
  5. جمله‌های زمانی با während، bevor و پیوندهای دیگر
  6. بیان دلیل با weil، da و جایگزین‌ها
  7. بیان خلاف انتظار با obwohl، trotzdem و zwar ... aber
  8. بیان هدف با damit و um ... zu
  9. جمله‌های شرطی با wenn، falls و sonst
  10. بیان نتیجه با sodass، so … dass و deshalb
  11. Relativsätze و حالت ضمیر موصولی
  12. Infinitiv با zu در آلمانی
  13. پرسش‌های غیرمستقیم با ob و واژه‌های پرسشی
  14. مقایسه با genauso … wie، als و je … desto
  15. حروف ربط دوتایی: انتخاب، جمع و نفی
  16. جایگاه فعل پس از deswegen، trotzdem، außerdem و dann
  17. Vorgangspassiv در حال و Präteritum
  18. Passiv در Perfekt (گذشته‌ی نقلی) و با Modalverben
  19. توصیه، درخواست مؤدبانه و آرزو با Konjunktiv II
  20. Infinitiv بدون zu با lassen، sehen و hören
  21. Genitiv برای مالکیت و وابستگی
  22. حروف اضافه با Genitiv: علت، تضاد، زمان و جایگزینی
  23. صرف اسم‌های ضعیف در آلمانی
  24. صرف صفت بدون Artikel و جمع‌بندی
  25. صفت‌ها و وجه‌های وصفی در نقش اسم
  26. کاربرد Partizip I و Partizip II به‌عنوان صفت
  27. فعل‌های حرف‌اضافه‌دار و ضمیرهای قیدی
  28. صفت‌ها با حرف اضافه در آلمانی
  29. ضمیرهای نامعین در آلمانی
  30. کاربردهای مختلف ضمیر es
  31. ترتیب اجزای جمله در بخش میانی
  32. واژه‌های منفی‌ساز در آلمانی
  33. بیان شدت با sehr، ziemlich، zu، genug و ganz
  34. اسم‌سازی با پسوندهای -ung، -heit، -keit، -er و -in
  35. عددها: کسر، درصد، ترتیب و مقدار

کاربرد Partizip I و Partizip II به‌عنوان صفت

Partizip یعنی «وجه وصفی فعل»؛ شکلی از فعل که می‌تواند مانند صفت، ویژگی یک اسم را بیان کند. با Partizip I (وجه وصفی اول) معمولاً انجام یک کار و با Partizip II (شکل سوم فعل) اغلب نتیجه یا حالت حاصل از آن را توصیف می‌کنیم. این شکل‌ها در آگهی‌ها، محیط کار و توصیف موقعیت‌های روزمره بسیار کاربردی‌اند.

از فعل به صفت

صفت معمولی ویژگی‌ای مانند اندازه یا رنگ را نشان می‌دهد؛ صفت ساخته‌شده از فعل، ویژگی را به یک کار یا فرایند پیوند می‌دهد. ein wartender Kunde یعنی «مشتری‌ای که منتظر است» و ein reservierter Tisch یعنی «میزی که رزرو شده است».

وقتی این شکل‌ها پیش از اسم می‌آیند، مثل بقیه‌ی صفت‌ها پایان می‌گیرند. بنابراین فقط ساختن شکل فعل کافی نیست؛ باید Genus (جنس دستوری)، شمار، حالت اسم و نوع واژه‌ی همراه آن را هم بررسی کنید.

ساخت و معنای Partizip I

برای ساخت Partizip I معمولاً به Infinitiv (مصدر) حرف -d اضافه می‌کنیم:

  • warten → wartend: «منتظر بودن» به «در حال انتظار» تبدیل می‌شود.
  • arbeiten → arbeitend: «کار کردن» به «در حال کار» تبدیل می‌شود.
  • lächeln → lächelnd: «لبخند زدن» به «لبخند بر لب داشتن» تبدیل می‌شود.

دو شکل مهم و نامنظم sein → seiend و tun → tuend هستند؛ کاربرد صفتیِ شکل اول در زبان روزمره نادر است.

این ساخت معمولاً معنای فعال دارد: خودِ شخص یا چیز، کار را انجام می‌دهد. زمان آن نسبت به موقعیت جمله فهمیده می‌شود؛ بنابراین الزاماً زمان حال نیست. در توصیف یک اتفاق دیروز هم می‌توان از «کودکِ در حال گریه» استفاده کرد.

ساخت و معنای Partizip II

Partizip II؛ همان شکلی است که برای ساخت Perfekt (گذشته‌ی نقلی) آموخته‌اید. فعل‌های باقاعده معمولاً الگوی ge- + Verbstamm + -(e)t دارند؛ Verbstamm یعنی «بن فعل». نمونه‌ها machen → gemacht و öffnen → geöffnet هستند.

در فعل‌های بی‌قاعده، شکل را همراه فعل یاد بگیرید: schreiben → geschrieben. در فعل جداشدنی، ge- معمولاً میان پیشوند و بن قرار می‌گیرد: aufmachen → aufgemacht. فعل‌های دارای پیشوند جدانشدنی مانند be- و ver- و فعل‌های پایان‌یافته به -ieren، این ge- را نمی‌گیرند: bezahlt، verkauft و repariert.

در کاربرد صفتی، این شکل اغلب نتیجه‌ی کاری را نشان می‌دهد که بر اسم انجام شده است: die reparierte Heizung یعنی «وسیله‌ی گرمایشی تعمیرشده». با بعضی فعل‌های حرکتی یا تغییر حالت نیز خودِ اسم کاری را تمام کرده یا به حالتی رسیده است: die angekommenen Gäste یعنی «مهمانانِ رسیده» و das eingeschlafene Kind یعنی «کودکی که خوابش برده است».

پس این شکل همیشه معنای Passiv (ساخت مجهول) ندارد و از هر فعلی هم نمی‌توان آزادانه صفت ساخت.

تفاوت را با نقش اسم تشخیص دهید

پرسش اصلی این است: اسم خودش کاری انجام می‌دهد، یا نتیجه‌ی کاری را نشان می‌دهد؟ kochendes Wasser یعنی «آبِ در حال جوشیدن»، اما gekochtes Wasser یعنی «آبِ جوشانده‌شده». تفاوت فقط «حال و گذشته» نیست؛ نوع رابطه‌ی اسم با فعل اهمیت دارد.

بعضی شکل‌ها معنای صفتیِ تثبیت‌شده دارند: interessant یعنی «جالب» و interessiert یعنی «علاقه‌مند». توجه کنید که interessant از نظر ساخت، Partizip I نیست؛ شکل واقعی آن interessierend است که در این کاربرد روزمره معمول نیست. برای «خسته‌کننده» و «خسته از چیزی» نیز تفاوت langweilend و gelangweilt را می‌بینید، هرچند برای معنای اول معمولاً langweilig طبیعی‌تر است.

پایان‌های صفت را اضافه کنید

Artikel یا هر تعیین‌کننده‌ی دیگر همراه اسم، نوع پایان را تعیین می‌کند. پس از ساخت وجه وصفی، پایان صفت را به آن اضافه کنید: wartend + e → wartende و geschlossen + en → geschlossenen.

پایان‌ها دقیقاً همان پایان‌های صفت‌های معمولی‌اند. در جدول، حالت‌های مهم عبارت‌اند از Nominativ، Akkusativ، Dativ و Genitiv. جدول هر سه الگوی صرف را نشان می‌دهد و برای هر دو وجه وصفی معتبر است.

در الگوی ein، جمعِ unbestimmter Artikel (آرتیکل نامعین) وجود ندارد. شکل‌های جمعِ آن ردیف برای keine و تعیین‌کننده‌های ملکی مانند meine هستند؛ جمع بدون تعیین‌کننده از الگوی «بدون Artikel» پیروی می‌کند.

پیش از اسم یا پس از فعل؟

پیش از اسم، پایان صفت لازم است؛ اما پس از sein، اگر شکل موردنظر نقش صفتی داشته باشد، پایان نمی‌گیرد: Die Tür ist geschlossen. یعنی «در بسته است». همه‌ی وجه‌های وصفی اول را نمی‌توان به‌طور طبیعی در این جایگاه آورد؛ شکل‌های جاافتاده‌ای مثل spannend، به معنی «هیجان‌انگیز»، رایج‌اند.

همچنین وجود Partizip II پس از Hilfsverb (فعل کمکی) همیشه به معنای صفت بودن نیست؛ ممکن است بخشی از زمان گذشته یا Passiv باشد. برای شروع، در کاربرد پیش از اسم، روی معنای درست و پایان صفت تمرکز کنید.

جدول

الگو یا ساخت حالت یا روش مذکر مؤنث خنثی جمع
Partizip I Infinitiv + پسوند: warten → wartend، arbeiten → arbeitend، lächeln → lächelnd — — — —
Partizip II باقاعده با پیشوند و پسوند معمول: machen → gemacht، öffnen → geöffnet — — — —
Partizip II بی‌قاعده شکل را همراه فعل یاد بگیرید: schreiben → geschrieben، schließen → geschlossen — — — —
Partizip II جداشدنی پیشوند میان دو بخش: aufmachen → aufgemacht، einbauen → eingebaut — — — —
Partizip II بدون پیشوند اضافی جدانشدنی یا پایان ویژه: bezahlen → bezahlt، reparieren → repariert — — — —
پس از bestimmter Artikel (آرتیکل معین) Nominativ der wartende die wartende das wartende die wartenden
پس از bestimmter Artikel مفعول مستقیم den wartenden die wartende das wartende die wartenden
پس از bestimmter Artikel Dativ dem wartenden der wartenden dem wartenden den wartenden
پس از bestimmter Artikel وابستگی des wartenden der wartenden des wartenden der wartenden
پس از unbestimmter Artikel؛ جمع با تعیین‌کننده‌ی منفی Nominativ ein wartender eine wartende ein wartendes keine wartenden
پس از unbestimmter Artikel؛ جمع با تعیین‌کننده‌ی منفی مفعول مستقیم einen wartenden eine wartende ein wartendes keine wartenden
پس از unbestimmter Artikel؛ جمع با تعیین‌کننده‌ی منفی Dativ einem wartenden einer wartenden einem wartenden keinen wartenden
پس از unbestimmter Artikel؛ جمع با تعیین‌کننده‌ی منفی وابستگی eines wartenden einer wartenden eines wartenden keiner wartenden
بدون Artikel Nominativ wartender wartende wartendes wartende
بدون Artikel مفعول مستقیم wartenden wartende wartendes wartende
بدون Artikel Dativ wartendem wartender wartendem wartenden
بدون Artikel وابستگی wartenden wartender wartenden wartender
انتقال پایان‌ها به Partizip II هر دو شکل یک الگو دارند ein geschlossener Laden eine geschlossene Tür ein geschlossenes Fenster geschlossene Geschäfte
کاربرد صفتی پس از فعل ربطی بدون پایان صفت Der Laden ist geschlossen. Die Tür ist geschlossen. Das Fenster ist geschlossen. Die Geschäfte sind geschlossen.

مثال‌ها

Der wartende Kunde liest eine Zeitung vor dem Büro.

مشتریِ منتظر جلوی دفتر روزنامه می‌خواند.

در wartende، خودِ مشتری عمل انتظار کشیدن را انجام می‌دهد.

Die geschlossene Apotheke öffnet morgen wieder um acht Uhr.

داروخانه‌ی بسته فردا ساعت هشت دوباره باز می‌شود.

geschlossene حالت داروخانه را توصیف می‌کند و پایان صفت دارد.

Bitte stellen Sie das kochende Wasser nicht auf den Tisch.

لطفاً آبِ در حال جوشیدن را روی میز نگذارید.

kochende فرایندی را نشان می‌دهد که در موقعیت موردنظر جریان دارد.

Für das Baby verwenden wir nur frisch gekochtes Wasser.

برای نوزاد فقط از آبی استفاده می‌کنیم که تازه جوشانده شده است.

gekochtes نتیجه‌ی جوشاندن را نشان می‌دهد؛ بدون Artikel، پایان -es می‌گیرد.

Ich habe die unterschriebenen Unterlagen heute zur Schule gebracht.

من امروز مدارک امضاشده را به مدرسه بردم.

unterschriebenen صفت است، اما gebracht بخشی از Perfekt است.

Wir helfen einem neu angekommenen Nachbarn bei der Anmeldung.

ما در ثبت‌نام محل سکونت به همسایه‌ای که تازه رسیده است کمک می‌کنیم.

angekommenen معنای Passiv ندارد و پس از einem پایان -en می‌گیرد.

Während der Besprechung stellte eine interessierte Kollegin mehrere Fragen.

در طول جلسه، یکی از همکاران علاقه‌مند چند سؤال مطرح کرد.

interessierte علاقه‌ی همکار را نشان می‌دهد، نه جالب بودن او را.

Nach der Reparatur prüfen wir die Funktion aller eingebauten Geräte.

پس از تعمیر، عملکرد همه‌ی دستگاه‌های نصب‌شده را بررسی می‌کنیم.

پس از aller در حالت وابستگیِ جمع، eingebauten پایان -en دارد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: Die repariert Heizung funktioniert wieder. — درست: Die reparierte Heizung funktioniert wieder. — پیش از اسم، Partizip II هم باید پایان صفت بگیرد.
  • اشتباه: Ich spreche mit einem wartender Kunden. — درست: Ich spreche mit einem wartenden Kunden. — پس از einem در Dativ، پایان صفت -en است.
  • اشتباه: Die Tür ist geschlossene. — درست: Die Tür ist geschlossen. — در کاربرد صفتی پس از sein پایان صفت اضافه نمی‌کنیم.
  • اشتباه: Das gereparierte Fahrrad steht vor dem Haus. — درست: Das reparierte Fahrrad steht vor dem Haus. — فعل‌های پایان‌یافته به -ieren در Partizip II ge- نمی‌گیرند.

مبحث‌های مرتبط