این وبسایت برای عملکرد درست به کوکی نیاز دارد.
توضیح بیشتر و عدم پذیرشدرباره نیما خسروان
پانزده سال است در آلمان زندگی میکنم. این مسیر رو خودم رفتم و میدونم آدم کجاها گیج میشه. ده سال است به فارسیزبانها آلمانی یاد میدم و در مهاجرت مشاوره میدم.
سایت ۱۲۳ آلمان جاییه که همهی کارهام کنار هم هستن: مشاورهی مهاجرت، گرامر آلمانی به فارسی، اپ و دورهها.
- ۱۵ سال زندگی در آلمان
- ۱۰ سال مشاوره و تدریس
- پادکست نیما
- ۷۳ مراجع فعال در حال حاضر
- ۱۹۶ پروندهٔ تمامشده در امسال (۷۶ ویزای تحصیلی، ۹۷ آوسبیلدونگ، ۲۳ مسیر دیگر)
- +۲۳٬۰۰۰ دنبالکننده در یوتیوب
- +۱۰٬۰۰۰ دنبالکننده در اینستاگرام
- +۳٬۰۰۰ عضو در ربات تلگرام
- +۱۰٬۰۰۰ عضو در کانالهای تلگرام (مجموع)
داستان منو تو پادکست بشنو.
تجربههای مشاوره
ریجکت، پایان راه نبود
S. E. · ۱۹ ساله · تهران → Studienkolleg (M-Kurs)، آلمان
ترس او یک اسم داشت: Aufnahmeprüfung. امتحان ورودی کالج، با رقابتی سخت میان داوطلبان رشتههای پزشکی. S. E. فکر میکرد آلمانیاش برای فهمیدن زیست و شیمی کافی نیست و اعتمادبهنفسی نداشت.
سختترین لحظه از همانجا رسید که ریجکت شد. از اولین دانشگاهی که برایش درخواست داده بود. او میگوید: «حس کردم دنیا روی سرم خراب شده و همهی زحمت زبان خواندن هدر رفته.»
اما در همان روزها با آقای خسروان صحبت کرد. چون خود ایشان هم دورهی کالج را در آلمان گذراندهاند، حال او را میفهمیدند. برای چند ایالت دیگر هم درخواست داده شد و تکنیکهای تستزنی امتحان ورودی را به او یاد دادند. «همانجا فهمیدم مسیر بسته نیست.»
امروز شش ماه است که در کالج درس میخواند. درسها سنگیناند و واژههای تخصصی زیست به آلمانی هنوز گاهی خستهاش میکنند. اما وقتی روپوش آزمایشگاه را میپوشد، حس میکند به رویایش نزدیکتر است. دوستان بینالمللی خوبی هم پیدا کرده است.
«ریجکتی پایان راه نیست. زبان آلمانیتان را در ایران تا جایی که میتوانید قوی کنید و بقیه را بسپارید به یک کاربلد.»
کنارش تمرین کردند؛ مدیر کلینیک همان جلسهی اول گفت: قبولی
A. M. · ۲۲ ساله · اصفهان → Ausbildung پرستاری، نزدیک München
مدرک دانشگاهی نداشت و سابقهی کار پزشکی هم نه. A. M. نگران بود: آیا اصلاً به جوانی ۲۲ ساله، بدون پیشینه، ویزای آوسبیلدونگ میدهند؟ و کدام کارفرما به یک خارجی اعتماد میکند؟ این سؤال برایش «مثل یک غول» بود.
بدترین لحظهها هم استرس بود: مصاحبهی سفارت و مصاحبهی آنلاین با کلینیک آلمانی. «زبانم بد نبود، ولی از استرس داشتم سکته میکردم که مبادا حرفشان را نفهمم.»
نقطهی عطف وقتی آمد که تیم ۱۲۳آلمان رزومه و انگیزهنامهاش را با دقت تنظیم کرد و او را با یک کلینیک نزدیک مونیخ آشنا کرد. پیش از مصاحبه هم با او تمرین کردند. «بهقدری آماده بودم که در همان جلسهی اول، مدیر کلینیک گفت: قبولی!»
حالا شیفتها خستهکنندهاند، اما آخر ماه که حقوقش را میگیرد و میبیند مستقل شده، خستگیاش در میرود. محیط کلینیک دوستانه است و همکارانش هوایش را دارند.
«مدرک و سابقهی پزشکی نداشتم و از مصاحبهها میترسیدم. تیم ۱۲۳آلمان رزومه و انگیزهنامهام را تنظیم کرد، مرا با یک کلینیک نزدیک مونیخ آشنا کرد و پیش از مصاحبه با من تمرین کرد. همان جلسهی اول، مدیر کلینیک گفت: قبولی!»
مدارکش را پیگیری کردند؛ ماه اول در آشپزخانهی اشتوتگارت
A. E. · ۲۵ ساله · مشهد → Ausbildung آشپز (Koch)، Stuttgart
چند سالی در ایران کار آزاد کرده بود و نگران یک چیز بود: گپ تحصیلی. با سن ۲۵ سالگی، آیا سفارت ویزای آوسبیلدونگ آشپزی را رد میکرد؟
اما سختترین لحظه بعد از رسیدن آمد: ماه اول در آشپزخانهی رستوران. لهجهی سوابی (Schwäbisch) سرآشپز از یک طرف، سرعت و استرس کار از طرف دیگر. «روزهای اول فکر میکردم نمیتوانم دوام بیاورم.»
نقطهی عطف او گرفتن تأییدیهی ادارهی کار و IHK بود. تیم ۱۲۳آلمان نامهنگاریها با رستوران را پیگیری کرد و نقص مدارکش را سریع برطرف کرد، و خیالش راحت شد که حامی محکمی دارد. «حتی الان هم گاهی از آنها راهنمایی میگیرم.»
امروز با ریتم آشپزخانه هماهنگ شده و حتی یاد گرفته Maultaschen را حرفهای درست کند. درآمد خودش را دارد و زندگی در اشتوتگارت، با همهی گرانیاش، برایش شیرین است.
«نگران گپ تحصیلی بودم و ماه اول در آشپزخانه فکر میکردم نمیتوانم دوام بیاورم. تیم ۱۲۳آلمان نامهنگاریها با رستوران را پیگیری کرد و نقص مدارکم را سریع برطرف کرد. حتی الان هم گاهی از آنها راهنمایی میگیرم.»
ددلاین داشت تمام میشد
B. A. · ۲۴ ساله · تهران → لیسانس زیستشناسی، Frankfurt
بزرگترین ترسش «اونیاسیست» بود: ارزیابی و تطبیق مدارک، ترجمهها، و این سؤال که در شهری گران مثل فرانکفورت، هم میشود درس خواند و هم هزینهها را تاب آورد؟
سختترین لحظه: باز کردن حساب مسدودی (Sperrkonto)، و اینکه یکی از مدارک پیشدانشگاهیاش در اونیاسیست گیر کرده بود، در حالی که مهلت دانشگاه داشت تمام میشد.
نقطهی عطف وقتی بود که مشکل اونیاسیست با پیگیری مداوم حل شد و پذیرش قطعی دانشگاه گوته فرانکفورت رسید. مشاورهی باز کردن حساب و کارهای اداری هم، به گفتهی او، «کوه استرس را از روی دوشم برداشت».
حالا در یک خوابگاه دانشجویی (WG) با هماتاقیهایی از کشورهای مختلف زندگی میکند. «فرانکفورت شهر خیلی زندهای است.» و کار در آزمایشگاههای مدرن دانشگاه، همان چیزی است که همیشه آرزویش را داشت.
«کاغذبازیهای آلمان شوخی ندارد! اگر نمیدانید چه میکنید، حتماً از یک مشاور مطمئن کمک بگیرید تا زمان و پولتان نسوزد.»
نگرانی سیسالگیاش را با یک انگیزهنامهی درست جواب دادند
S. M. · ۳۰ ساله · اهواز → کارشناسی ارشد IT، Berlin
چند سالی از درس دور بود و در بازار کار ایران برنامهنویسی میکرد. ترسش سنش بود: همه میگفتند سفارت برای ویزای تحصیلی در سیسالگی سخت میگیرد.
بعد نوبت انتظار آمد. چند ماه برای وقت سفارت صبر کرد و نزدیک بود ترم اول را از دست بدهد و پذیرشش باطل شود.
نقطهی عطف، انگیزهنامه (Motivation Letter) بود. تیم ۱۲۳آلمان با تکیه بر سابقهی برنامهنویسیاش، دلیل ادامهی تحصیل در سیسالگی را طوری منطقی چید که به باور او، برای آفیسر سفارت جای شکی نماند.
امروز هم درس میخواند و هم بهعنوان Werkstudent در یک استارتاپ تکنولوژی کار میکند. حقوقش هزینههایش را کامل پوشش میدهد. «برلین برای بچههای IT بهشت است.»
«همه میگفتند سفارت در سیسالگی سخت میگیرد و من نگران سنم بودم. تیم ۱۲۳آلمان انگیزهنامهام را بر سابقهی برنامهنویسیام بنا کرد و دلیل ادامهی تحصیل را طوری چید که به باور من برای آفیسر جای شکی نماند.»
ما فرایند را همراهی میکنیم؛ تصمیم نهایی با ادارهها و سازمانهای مربوط است.