مبحثهای سطح B1
- Präteritum در آلمانی: فعلهای باقاعده و بیقاعده
- گذشتهی پیشین در آلمانی: Plusquamperfekt
- جای فعل در Nebensatz
- تفاوت wenn و als: زمان، تکرار و شرط
- جملههای زمانی با während، bevor و پیوندهای دیگر
- بیان دلیل با weil، da و جایگزینها
- بیان خلاف انتظار با obwohl، trotzdem و zwar ... aber
- بیان هدف با damit و um ... zu
- جملههای شرطی با wenn، falls و sonst
- بیان نتیجه با sodass، so … dass و deshalb
- Relativsätze و حالت ضمیر موصولی
- Infinitiv با zu در آلمانی
- پرسشهای غیرمستقیم با ob و واژههای پرسشی
- مقایسه با genauso … wie، als و je … desto
- حروف ربط دوتایی: انتخاب، جمع و نفی
- جایگاه فعل پس از deswegen، trotzdem، außerdem و dann
- Vorgangspassiv در حال و Präteritum
- Passiv در Perfekt (گذشتهی نقلی) و با Modalverben
- توصیه، درخواست مؤدبانه و آرزو با Konjunktiv II
- Infinitiv بدون zu با lassen، sehen و hören
- Genitiv برای مالکیت و وابستگی
- حروف اضافه با Genitiv: علت، تضاد، زمان و جایگزینی
- صرف اسمهای ضعیف در آلمانی
- صرف صفت بدون Artikel و جمعبندی
- صفتها و وجههای وصفی در نقش اسم
- کاربرد Partizip I و Partizip II بهعنوان صفت
- فعلهای حرفاضافهدار و ضمیرهای قیدی
- صفتها با حرف اضافه در آلمانی
- ضمیرهای نامعین در آلمانی
- کاربردهای مختلف ضمیر es
- ترتیب اجزای جمله در بخش میانی
- واژههای منفیساز در آلمانی
- بیان شدت با sehr، ziemlich، zu، genug و ganz
- اسمسازی با پسوندهای -ung، -heit، -keit، -er و -in
- عددها: کسر، درصد، ترتیب و مقدار
واژههای منفیساز در آلمانی
واژههایی مانند nie، niemand و nichts مشخص میکنند که زمان، شخص یا چیز را نفی میکنیم. در این درس، شکلها و جایگاه این واژهها، تفاوت نفی کامل با kaum و ساختار weder … noch را یاد میگیرید.
دقیقاً چه چیزی را نفی میکنیم؟
با nicht جمله یا بخشی از آن را منفی میکنیم؛ kein معمولاً اسم دارای unbestimmter Artikel (آرتیکل نامعین) یا اسم بدون Artikel را نفی میکند. واژههای این درس معنای دقیقتری دارند: زمان، شخص، چیز یا مکان را هدف میگیرند.
- nie: «هیچوقت»؛ برای نفی زمان یا تکرار.
- niemand: «هیچکس»؛ برای نفی شخص.
- nichts: «هیچچیز»؛ برای نفی چیز یا محتوا.
- nirgends: «هیچجا»؛ برای نفی مکان.
- kaum: «تقریباً هیچ» یا «بهندرت»؛ برای مقدار یا امکان بسیار کم.
- weder … noch: «نه … و نه …»؛ برای نفی همزمان چند مورد.
در آلمانی معیار، این واژهها معمولاً خودشان برای نفی کافیاند. برخلاف فارسیِ «هیچکس نیامد»، فعل آلمانی دوباره منفی نمیشود: Niemand ist gekommen. یعنی «هیچکس نیامد.» افزودن nicht میتواند معنای نفیِ نفی ایجاد کند و دیگر همان پیام ساده را نمیرساند.
نفی زمان و مکان
nie و niemals هر دو به معنی «هیچوقت» هستند؛ دومی میتواند تأکید بیشتری داشته باشد. nirgends و nirgendwo نیز معمولاً هممعنیاند و «هیچجا» را بیان میکنند. این واژهها صرف نمیشوند.
جایگاه آنها مانند قیدهای دیگر انعطافپذیر است. در جملهی ساده معمولاً بعد از فعل صرفشده میآیند؛ اگر جمله فعل دوم داشته باشد، اغلب پیش از بخش پایانی فعل قرار میگیرند: Ich habe den Schlüssel nirgends gefunden. یعنی «کلید را هیچجا پیدا نکردم.»
برای تأکید میتوان آنها را اول جمله آورد: Nie habe ich so lange auf einen Termin gewartet. یعنی «هیچوقت اینقدر طولانی برای یک وقت ملاقات منتظر نماندهام.» در این حالت، فعل صرفشده همچنان جایگاه دوم را دارد. nie بهتنهایی به معنی «دیگر نه» نیست؛ برای آن معمولاً nicht mehr به کار میرود.
نفی شخص و Kasus (حالت دستوری)
niemand ضمیر است و برای همهی جنسیتها کاربرد دارد؛ شکل جداگانهی مؤنث یا جمع ندارد. اگر فاعل باشد، فعل سومشخص مفرد میآید، حتی اگر منظور نبودنِ تعداد زیادی آدم باشد.
حالتهای اصلی آن عبارتاند از:
- Nominativ: niemand.
- Akkusativ: niemanden؛ شکل بدون پسوند niemand هم درست است.
- Dativ، حالتی که بعضی فعلها و حرفهای اضافه آن را میخواهند: niemandem؛ شکل niemand نیز پذیرفته است.
- Genitiv یعنی حالت وابستگی یا مالکیت: niemandes؛ این شکل کمتر رایج و بیشتر نوشتاری است.
برای یادگیری و نوشتن، شکلهای روشنِ niemanden و niemandem انتخاب مناسبیاند. حالت را فعل یا حرف اضافه تعیین میکند، نه معنای منفی واژه.
نفی چیز با واژهی «هیچچیز»
nichts میتواند فاعل یا مفعول باشد و در کاربرد Dativ هم تغییر نمیکند؛ مثلاً در mit nichts به معنی «با هیچچیز». برای این کاربردهای معمول، پسوند جنسیت یا جمع نمیگیرد. شکل ملکی مستقلی مانند niemandes ندارد.
تفاوت nichts و kein مهم است: nichts خودش جای یک چیز نامشخص را میگیرد، ولی kein میتواند قبل از اسم بیاید. پس Ich kaufe nichts. یعنی «هیچچیز نمیخرم»، اما Ich kaufe kein Brot. یعنی «نان نمیخرم.»
صفت پس از nichts معمولاً اسمشده است و با حرف بزرگ نوشته میشود: nichts Neues یعنی «هیچچیز تازهای». شکل صفت همچنان به حالت بستگی دارد؛ مثلاً mit nichts Neuem.
مقدار کم، نه نفی کامل
kaum همیشه به معنی صفر نیست. پیش از اسم، مقدار بسیار کم را نشان میدهد: kaum Zeit یعنی «تقریباً هیچ وقتی». با فعل میتواند بسامد کم یا دشواری انجام کاری را بیان کند: kaum schlafen یعنی «تقریباً نخوابیدن» و kaum hören können یعنی «بهسختی شنیدن».
برای کسی که گاهی، اما بسیار کم، سفر میکند، kaum یا kaum jemals مناسب است؛ nie نبودنِ کاملِ آن تجربه یا تکرار را بیان میکند. بنابراین این دو را همیشه نمیتوان جایگزین هم کرد.
نفی دو مورد و ترتیب جمله
با weder … noch دو اسم، صفت، عبارت یا جملهی همنقش را منفی میکنیم. معمولاً به nicht یا kein اضافی نیاز نداریم. میتوان چند بخش را با تکرار noch به هم وصل کرد.
در Ich habe weder Zeit noch Geld.، هر دو اسم مفعول یک فعلاند. اگر دو فاعل مفرد باشند، فعل معمولاً مفرد میآید: Weder der Arzt noch die Ärztin ist heute erreichbar. یعنی «نه پزشک مرد و نه پزشک زن امروز در دسترس است.» فعل جمع (sind) هم ممکن است.
اگر هر بخش جملهی مستقلی باشد و با رابط آغاز شود، فعل صرفشده بلافاصله پس از رابط میآید: Weder kann ich heute kommen, noch habe ich morgen Zeit. یعنی «نه میتوانم امروز بیایم و نه فردا وقت دارم.» میان دو اسم یا صفت ساده معمولاً ویرگول نمیگذاریم؛ میان دو جملهی مستقل ویرگول لازم است.
جدول
| واژه یا ساختار | معنی و کاربرد | شکل و نکتهی دستوری |
|---|---|---|
| nie / niemals | هیچوقت؛ نفی زمان یا تکرار | بدون صرف؛ معمولاً بدون منفیساز اضافی |
| niemand | هیچکس؛ Nominativ | برای همهی جنسیتها؛ فعل سومشخص مفرد؛ بدون شکل جمع |
| niemanden / niemand | هیچکس را؛ مفعول مستقیم | Akkusativ؛ هر دو شکل درستاند |
| niemandem / niemand | به / با هیچکس؛ با فعل یا حرف اضافهی Dativ | Dativ؛ هر دو شکل درستاند |
| niemandes | متعلق به هیچکس؛ حالت ملکی | Genitiv؛ کمکاربرد و بیشتر نوشتاری |
| nichts | هیچچیز | در حالتهای فاعلی، Akkusativ و Dativ بدون تغییر؛ بدون شکل جنسیتی یا جمع |
| nichts Neues / mit nichts Neuem | هیچچیز تازهای؛ با هیچچیز تازهای | صفت اسمشده با حرف بزرگ؛ پسوند صفت متناسب با حالت |
| nirgends / nirgendwo | هیچجا؛ نفی مکان | بدون صرف؛ معمولاً هممعنی |
| kaum + Nomen | مقدار بسیار کم | مانند kaum Zeit / kaum Geld / kaum Freunde؛ با اسم مفرد یا جمع |
| kaum + Verb | انجام بسیار کم یا بهسختی | معنای دقیق به فعل و بافت بستگی دارد |
| kaum jemals | تقریباً هیچوقت | بسامد بسیار کم، نه الزاماً صفر |
| weder … noch | نه این و نه آن | اتصال بخشهای همنقش؛ معمولاً بدون nicht یا kein اضافی |
| weder … noch … noch | نفی بیش از دو مورد | تکرار noch برای بخشهای بعدی |
| Weder kann …, noch darf … | نفی دو جملهی مستقل | فعل صرفشده پس از هر رابط؛ ویرگول میان جملهها |
| Weder der Arzt noch die Ärztin ist … | دو شخص بهعنوان فاعل | با دو فاعل مفرد معمولاً فعل مفرد؛ فعل جمع هم پذیرفته است |
مثالها
Ich trinke morgens nie Kaffee, weil ich ihn nicht vertrage.
صبحها هیچوقت قهوه نمینوشم، چون با بدنم سازگار نیست.
nie تکرار نوشیدن قهوه در صبح را نفی میکند.
Niemand ist heute im Büro, weil alle zu Hause arbeiten.
امروز هیچکس در دفتر نیست، چون همه در خانه کار میکنند.
با فاعل niemand، فعل مفرد ist آمده است.
Ich habe heute nichts gekauft, weil die Geschäfte geschlossen waren.
امروز هیچچیز نخریدم، چون فروشگاهها بسته بودند.
nichts خودش مفعول است و پیش از اسم نیامده است.
Wir haben nirgends einen Parkplatz in der Nähe gefunden.
در آن نزدیکی هیچجا جای پارک پیدا نکردیم.
nirgends مکان را نفی میکند و پیش از بخش پایانی فعل آمده است.
Nach der Arbeit habe ich kaum Zeit für meine Hausaufgaben.
بعد از کار تقریباً هیچ وقتی برای تکالیفم ندارم.
kaum Zeit زمان بسیار کم را بیان میکند، نه لزوماً نبودن کامل آن را.
Ich habe niemanden gesehen und mit niemandem über den Brief gesprochen.
هیچکس را ندیدم و با هیچکس دربارهی نامه صحبت نکردم.
sehen مفعول Akkusativ میگیرد؛ پس از mit Dativ میآید.
Bei der Untersuchung hat die Ärztin zum Glück nichts Schlimmes festgestellt.
خوشبختانه پزشک در معاینه هیچ مشکل جدیای تشخیص نداد.
صفت اسمشدهی Schlimmes پس از nichts با حرف بزرگ نوشته میشود.
Weder kann ich früher kommen, noch darf ich länger bleiben.
نه میتوانم زودتر بیایم و نه اجازه دارم بیشتر بمانم.
در هر دو جمله، فعل صرفشده بلافاصله پس از weder یا noch آمده است.
اشتباههای رایج
- اشتباه: Niemand sind heute im Büro. — درست: Niemand ist heute im Büro. — با «هیچکس» بهعنوان فاعل، فعل سومشخص مفرد میآید.
- اشتباه: Ich habe niemandem im Wartezimmer gesehen. — درست: Ich habe niemanden im Wartezimmer gesehen. — فعل sehen مفعول Akkusativ میگیرد، نه Dativ.
- اشتباه: Die Ärztin hat nichts schlimmes festgestellt. — درست: Die Ärztin hat nichts Schlimmes festgestellt. — صفت اسمشده پس از nichts با حرف بزرگ نوشته میشود.
- اشتباه: Ich habe weder Zeit oder Geld. — درست: Ich habe weder Zeit noch Geld. — بخش دوم این ساختار با noch میآید، نه oder.