مبحثهای سطح B2
- آرزوها و شرطهای غیرواقعی در حال و گذشته
- مقایسهی غیرواقعی با als ob و als wenn
- جملههای شرطی بدون wenn
- Konjunktiv I و نقلقول غیرمستقیم
- Zustandspassiv در آلمانی
- جایگزینهای Passiv در آلمانی
- Passiv بیفاعل و فعلهای مجهولناپذیر
- Futur II و بیان حدس در آلمانی
- Modalverben برای حدس و نقل ادعا
- جملههای تقابلی با während و statt dass
- جملههای بیان روش و نبودِ همراهی در آلمانی
- Relativsätze پیشرفته: حرف اضافه، مالکیت، was و wo
- ساختهای مصدری: هدف، حذف و جایگزینی
- مرور رابطها: علت، نتیجه، تقابل و شرط
- حروف اضافهی علّت و وسیله با Genitiv
- اسمیسازی و بازگردانی به ساختار فعلی
- ترکیبهای اسم و فعل در آلمانی
- گسترش اسم با اضافه، حرف اضافه و Relativsatz
- پارتیکلهای لحن در آلمانی: doch، mal، eben، halt، ja، schon
- قیدهای جمله و نگرش گوینده
- پیشوندهای جداشدنی و جدانشدنی فعل
- صرف صفت پس از viele، alle، einige، manche و solche
- ضمیرهای ویژه: derselbe، derjenige و selbst
- چیدمان دقیق جمله و قاب فعلی در آلمانی
مرور رابطها: علت، نتیجه، تقابل و شرط
رابطها یا Konnektoren نشان میدهند دو بخش متن چه ارتباطی دارند: علت، نتیجه، تقابل یا شرط. برای استفادهی درست، باید هم معنای رابط را بشناسید و هم بدانید پس از آن فعل کجا قرار میگیرد.
ابتدا رابطهی معنایی را پیدا کنید
پیش از انتخاب رابط، از خود بپرسید: جملهی دوم دلیل میآورد، نتیجه را بیان میکند، تفاوتی را نشان میدهد یا شرطی میگذارد؟ شباهت ترجمهی فارسی کافی نیست؛ مثلاً weil یعنی «چون»، اما deshalb یعنی «به همین دلیل». اولی علت را معرفی میکند و دومی نتیجه را.
برای نمونه، در Ich bleibe heute zu Hause, weil ich seit gestern Fieber habe.، یعنی «امروز در خانه میمانم، چون از دیروز تب دارم»، بخش پس از رابط علت است. با تغییر رابط باید ترتیب اطلاعات را هم بررسی کنید، نه اینکه فقط یک واژه را جایگزین کنید.
سه الگوی اصلی جایگاه فعل
رابطهای همپایه دو جملهی مستقل را پیوند میدهند. هر دو بخش Hauptsatz (جملهی اصلی) هستند؛ در جملهی خبری، فعل صرفشده جایگاه دوم را دارد. رابطهایی مانند denn، aber و sondern خودشان جایگاه اول جملهی بعد را اشغال نمیکنند.
رابطهای وابستهساز Nebensatz (جملهی وابسته) میسازند. Nebensatz یعنی جملهای که از نظر ساختاری به جملهی دیگری وابسته است. پس از weil، obwohl، falls و رابطهای مشابه، فعل صرفشده به پایان جمله میرود.
قیدهای رابط مانند deshalb و trotzdem بخشی از جملهی اصلیاند. اگر اول بیایند، خودشان جایگاه اول را پر میکنند و فعل بلافاصله پس از آنها میآید. میتوانند وسط جمله نیز قرار بگیرند؛ در این صورت ساختار معمول جمله حفظ میشود.
علت: چرا چنین اتفاقی افتاده است؟
- weil علت را مستقیماً بیان میکند و در گفتار و نوشتار رایج است.
- da اغلب علتی را مطرح میکند که معلوم یا زمینهی بحث تلقی میشود؛ در نوشتار رسمی رایجتر است و جملهی آن زیاد در ابتدا میآید.
- denn توضیح یا توجیه میآورد و پس از آن ترتیب Hauptsatz حفظ میشود.
- nämlich معمولاً داخل جملهی توضیحدهنده قرار میگیرد، نه در ابتدای آن با معنای علّی.
تفاوت weil و da یک گرایش کاربردی است، نه مرزی مطلق. در گفتار غیررسمی ممکن است پس از weil فعل را در جایگاه دوم بشنوید؛ برای نوشتار معیار و آزمون، فعل را در پایان Nebensatz بگذارید.
نتیجه: از این وضعیت چه حاصل میشود؟
deshalb، deswegen، daher و darum در کاربرد نتیجهای بسیار نزدیکاند. darum در گفتار رایج است؛ folglich بیشتر برای نتیجهگیری منطقی و رسمی به کار میرود. also نیز میتواند نتیجهگیری را معرفی کند.
sodass نتیجه را در Nebensatz بیان میکند؛ نوشتن آن به صورت so dass هم درست است. در الگوی so … dass، واژهی so معمولاً درجه یا شدت را برجسته میکند. نتیجه را با هدف اشتباه نگیرید: damit معمولاً هدف را بیان میکند، نه صرفاً پیامد را.
تقابل: تفاوت، اصلاح یا نتیجهی خلاف انتظار؟
aber تقابل عمومی میسازد. sondern پس از نفی، اطلاعات قبلی را اصلاح میکند: منظور «نه این، بلکه آن» است. بنابراین هر جا «اما» میگویید، نمیتوان از sondern استفاده کرد.
während در معنای تقابلی و wohingegen دو وضعیت را مقایسه میکنند؛ اولی معنای زمانی هم دارد. dagegen و hingegen نیز برای نشاندادن تفاوت مناسباند و دومی نوشتاریتر است.
با obwohl مانعی را بیان میکنید که برخلاف انتظار جلوی نتیجه را نگرفته است. trotzdem همان رابطه را از سمت نتیجه مطرح میکند. dennoch معمولاً رسمیتر است. در zwar … aber ابتدا نکتهای پذیرفته میشود و سپس محدودیت یا نکتهی مخالف میآید؛ zwar فعل را به پایان نمیفرستد.
شرط: نتیجه در چه صورتی برقرار است؟
wenn شرط عمومی میسازد و کاربرد زمانی هم دارد. falls احتمال وقوع یک وضعیت را برجستهتر میکند. sofern یعنی «به شرط اینکه» و بیشتر در متنهای رسمی یا مقررات دیده میشود.
sonst و andernfalls پیامد برقرارنبودن شرط را میگویند؛ دومی رسمیتر است. es sei denn استثنا را معرفی میکند: «مگر اینکه». پس از آن معمولاً Hauptsatz میآید؛ اگر dass اضافه شود، فعل به پایان میرود.
برای شرط واقعی معمولاً Präsens (زمان حال) کافی است. شرط غیرواقعی ممکن است به Konjunktiv II (وجه التزامی نوع دوم) نیاز داشته باشد؛ خود رابط بهتنهایی واقعی یا غیرواقعیبودن شرط را تعیین نمیکند.
جابهجایی و نشانهگذاری
اگر Nebensatz ابتدا بیاید، تمام آن جایگاه اول Hauptsatz را پر میکند؛ بنابراین پس از ویرگول، فعل Hauptsatz میآید، نه فاعل. میان Hauptsatz و وابسته همیشه ویرگول بگذارید.
پیش از رابطهای همپایهی این درس مانند aber و denn نیز ویرگول لازم است. قیدهای رابط میتوانند جملهی تازهای را پس از نقطه یا نقطهویرگول شروع کنند. در بازنویسی، همزمان سه چیز را کنترل کنید: رابطهی معنایی، جهت علت و نتیجه، و جایگاه فعل.
جدول
| رابطه | رابط یا الگو | معنی و کاربرد | ساختار و جایگاه فعل |
|---|---|---|---|
| علت | weil | چون؛ علت مستقیم | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| علت | da | چون؛ اغلب علتِ زمینهای یا معلوم | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| علت | denn | چون؛ توضیح یا توجیه | همپایه؛ سپس Hauptsatz با فعل در جایگاه دوم |
| علت | nämlich | چون؛ توضیح تکمیلی | معمولاً داخل Hauptsatz، نه در آغاز |
| نتیجه | deshalb / deswegen / daher / darum | به همین دلیل | قید رابط؛ در آغاز، سپس فعل و فاعل |
| نتیجه | also / folglich / demzufolge | پس؛ نتیجهگیری، دو مورد آخر رسمیتر | قید رابط؛ در آغاز، سپس فعل و فاعل |
| نتیجه | sodass / so dass | در نتیجه | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| نتیجه | so … dass | آنقدر … که؛ شدت و پیامد | پس از بخش دوم، فعل در پایان |
| تقابل | aber / doch | اما؛ تقابل عمومی | در کاربرد همپایه، سپس Hauptsatz |
| اصلاح | nicht …, sondern … | نه …، بلکه … | پس از نفی؛ بخش دوم همپایه است |
| تقابل | während / wohingegen | در حالی که؛ مقایسهی دو وضعیت | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| تقابل | dagegen / hingegen / jedoch | در مقابل | قید رابط؛ در آغاز، سپس فعل و فاعل |
| خلاف انتظار | obwohl / obgleich / obschon | با اینکه؛ دو مورد آخر نوشتاریتر | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| خلاف انتظار | trotzdem / dennoch | با این حال | قید رابط؛ در آغاز، سپس فعل و فاعل |
| پذیرش و تقابل | zwar …, aber … | هرچند …، اما … | بخش اول Hauptsatz؛ بخش دوم پس از رابط همپایه |
| شرط | wenn | اگر؛ همچنین دارای کاربرد زمانی | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| شرط | falls | اگر؛ در صورت وقوع | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| شرط | sofern | به شرط اینکه؛ بیشتر رسمی | Nebensatz؛ فعل در پایان |
| شرط منفی | sonst / andernfalls | وگرنه؛ در غیر این صورت | قید رابط؛ در آغاز، سپس فعل و فاعل |
| استثنا بر شرط | es sei denn, … | مگر اینکه | پس از آن Hauptsatz؛ فعل در جایگاه دوم |
| استثنا بر شرط | es sei denn, dass … | مگر اینکه | پس از بخش وابستهساز، فعل در پایان |
| ترتیب کلی | Nebensatz, Verb + Subjekt … | Nebensatz در ابتدا | پس از ویرگول، فعل Hauptsatz میآید |
مثالها
Ich fahre heute mit dem Bus, denn mein Auto ist in der Werkstatt.
امروز با اتوبوس میروم، چون ماشینم در تعمیرگاه است.
پس از denn ترتیب Hauptsatz حفظ شده است.
Wir können die Wohnung nicht mieten, weil die monatlichen Nebenkosten zu hoch sind.
نمیتوانیم این آپارتمان را اجاره کنیم، چون هزینههای جانبی ماهانه بیش از حد بالاست.
پس از weil فعل صرفشده در پایان آمده است.
Die Praxis ist heute geschlossen. Deshalb muss ich meinen Termin telefonisch verschieben.
مطب امروز بسته است. به همین دلیل باید تلفنی وقتم را جابهجا کنم.
وقتی deshalb اول جمله میآید، فعل پیش از فاعل قرار میگیرد.
Der Zug hatte große Verspätung, sodass wir den Anschluss in Hannover verpasst haben.
قطار تأخیر زیادی داشت، در نتیجه قطار بعدیمان را در هانوفر از دست دادیم.
sodass نتیجه را بیان میکند؛ Hilfsverb (فعل کمکی) در پایان است.
Die neue Wohnung ist zwar kleiner, aber sie liegt direkt neben meiner Arbeitsstelle.
آپارتمان جدید هرچند کوچکتر است، درست کنار محل کارم قرار دارد.
الگوی zwar … aber پذیرش یک نکته و سپس بیان نکتهی مقابل را نشان میدهد.
Während meine Kollegin lieber im Büro arbeitet, erledige ich meine Aufgaben gern zu Hause.
در حالی که همکارم ترجیح میدهد در اداره کار کند، من دوست دارم کارهایم را در خانه انجام دهم.
während اینجا تقابلی است؛ پس از Nebensatz، فعل Hauptsatz آمده است.
Falls Sie die Unterlagen bis Freitag einreichen, können wir Ihren Antrag nächste Woche bearbeiten.
اگر مدارک را تا جمعه تحویل دهید، میتوانیم هفتهی آینده به درخواستتان رسیدگی کنیم.
falls شرط را معرفی میکند و کل جملهی شرطی جایگاه اول را پر کرده است.
Wir müssen den Termin verschieben, es sei denn, die fehlenden Unterlagen treffen heute noch ein.
باید قرار را جابهجا کنیم، مگر اینکه مدارک ناقص تا پایان امروز برسند.
پس از es sei denn بدون dass، ترتیب Hauptsatz حفظ شده است.
اشتباههای رایج
- اشتباه: Ich bleibe zu Hause, weil ich bin krank. — درست: Ich bleibe zu Hause, weil ich krank bin. — پس از رابط وابستهساز، فعل صرفشده به پایان میرود.
- اشتباه: Mein Auto ist kaputt. Deshalb ich nehme den Bus. — درست: Mein Auto ist kaputt. Deshalb nehme ich den Bus. — قید رابط جایگاه اول را پر میکند؛ فعل باید در جایگاه دوم باشد.
- اشتباه: Falls ich Zeit habe, ich komme vorbei. — درست: Falls ich Zeit habe, komme ich vorbei. — Nebensatz آغازین یک واحد است و جایگاه اول Hauptsatz را اشغال میکند.
- اشتباه: Ich fahre nicht mit dem Auto, sondern ich mit dem Bus fahre. — درست: Ich fahre nicht mit dem Auto, sondern ich fahre mit dem Bus. — رابط sondern فعل را به پایان نمیفرستد؛ ترتیب Hauptsatz حفظ میشود.