مبحث‌های سطح C1
  1. صفت‌های وجه وصفیِ گسترش‌یافته
  2. ساخت وصفی Gerundivum: کاری که باید انجام شود
  3. سبک اسمی و فعلی: بازنویسی و فشرده‌سازی متن
  4. پیونددهنده‌های زبان رسمی و استدلالی
  5. نقل‌قول غیرمستقیم: زمان‌ها و شکل‌های جایگزین
  6. Konjunktiv II گذشته با Modalverben
  7. فعل‌های شبیه Modalverben
  8. حروف اضافه‌ی رسمی در آلمانی
  9. کوتاه‌سازی Nebensätze با وجه وصفی و Infinitiv
  10. ترتیب واژه‌ها برای تأکید و سبک
  11. ساختارهای پیشرفته‌ی بیان امتیاز و مخالفت
  12. بدل، عبارت‌های معترضه و افزوده‌های جمله
  13. واژه‌سازی در زبان تخصصی و دانشگاهی
  14. زبان رسمی و غیررسمی: انتخاب لحن و بازنویسی

پیونددهنده‌های زبان رسمی و استدلالی

پیونددهنده‌هایی مانند demzufolge، insofern، zumal و geschweige denn رابطه‌ی دقیق میان نتیجه، محدودیت، دلیل و تشدید را نشان می‌دهند. انتخاب درست آن‌ها به شما کمک می‌کند استدلال متن را تشخیص دهید و در نوشته‌های رسمی، رابطه‌ی جمله‌ها را روشن‌تر بیان کنید.

چهار رابطه‌ی متفاوت، نه چهار مترادف

Konnektor یعنی «پیونددهنده»: واژه یا ترکیبی که رابطه‌ی معنایی بخش‌های متن را مشخص می‌کند. این چهار پیونددهنده در متن‌های دانشگاهی، گزارش‌های کاری و مکاتبات رسمی دیده می‌شوند، اما نقش یکسانی ندارند. demzufolge نتیجه را معرفی می‌کند؛ insofern معمولاً اعتبار یک ادعا را به جنبه یا شرطی محدود می‌کند؛ zumal دلیلی تقویت‌کننده می‌آورد؛ و geschweige denn نشان می‌دهد مورد دوم حتی کمتر از مورد اول قابل انتظار است.

این واژه‌ها صرف نمی‌شوند؛ جنس، شمار، شخص و Kasus (حالت دستوری) اسم‌ها شکل آن‌ها را تغییر نمی‌دهد. مسئله‌ی اصلی در این درس، رابطه‌ی منطقی، جایگاه فعل و دامنه‌ی معنا است. رسمی بودن نیز به معنای جایگزین کردن همه‌ی پیونددهنده‌های ساده نیست: انتخاب باید با استدلال هماهنگ باشد.

نتیجه‌گیری با demzufolge

معنای معمول demzufolge «در نتیجه‌ی آن» یا «بر این اساس» است. ابتدا واقعیت، ارزیابی یا مقدمه‌ای مطرح می‌شود و سپس نتیجه‌ای وابسته به آن می‌آید. این نتیجه می‌تواند پیامد واقعی یک وضعیت یا استنتاج نویسنده باشد؛ بنابراین الزاماً رابطه‌ی علت‌ومعلولیِ قطعی را بیان نمی‌کند.

Konjunktionaladverb یعنی «قید پیونددهنده». demzufolge از این نوع است و برخلاف Konjunktion (حرف ربط) وابسته‌ساز، فعل را به پایان جمله نمی‌فرستد. اگر ابتدای جمله قرار گیرد، جایگاه نخست را اشغال می‌کند و فعل صرف‌شده بلافاصله پس از آن می‌آید. در میانه‌ی جمله نیز می‌تواند قرار بگیرد؛ در این حالت، ترتیب اصلی جمله حفظ می‌شود.

میان دو جمله‌ی مستقل می‌توان از نقطه، نقطه‌ویرگول یا ویرگول استفاده کرد. خودِ demzufolge درون جمله معمولاً با ویرگول جدا نمی‌شود. هنگام نوشتن، بررسی کنید نتیجه واقعاً از اطلاعات پیشین به دست می‌آید؛ این واژه به‌تنهایی یک استنتاج ضعیف را معتبر نمی‌کند.

محدود کردن ادعا با insofern

insofern اغلب یعنی «از این جهت» یا «تا این حد». نویسنده با آن اعلام می‌کند که ادعایش در یک جنبه، محدوده یا شرط مشخص معتبر است، نه لزوماً در همه‌ی جنبه‌ها. این واژه نیز می‌تواند مانند قید پیونددهنده در ابتدا یا میانه‌ی جمله بیاید. در آغاز جمله، فعل صرف‌شده در جایگاه دوم می‌ماند.

ساخت insofern, als … یا insofern … , als … محدوده‌ی ادعا را صریح می‌کند. بخش آغازشده با als یک Nebensatz (جمله‌ی وابسته) است و فعل صرف‌شده در پایان آن قرار می‌گیرد. معنای این ساخت معمولاً «از این جهت که» است، نه صرفاً «چون». پیش از Nebensatz ویرگول می‌آید.

خودِ insofern همچنین می‌تواند Nebensatz شرطی معرفی کند، با معنایی نزدیک به «به شرط آنکه». در این کاربرد، فعل به پایان جمله می‌رود. چنین کاربردی رسمی‌تر است و نباید با کاربرد قیدی اشتباه شود. پس برای تعیین ترتیب فعل، فقط واژه را نبینید؛ نقش آن در همان جمله را تشخیص دهید.

دلیل تقویت‌کننده با zumal

zumal در مقام پیونددهنده تقریباً یعنی «به‌ویژه از آن رو که». این واژه یک دلیل مهم یا افزوده را مطرح می‌کند که تصمیم، ارزیابی یا ادعای قبلی را تقویت می‌کند. لازم نیست پیش از آن حتماً دلیل دیگری به‌صراحت نوشته شده باشد؛ زمینه‌ی متن ممکن است آن را روشن کند.

Subjunktion یعنی «Konjunktion وابسته‌ساز». zumal در این کاربرد از همین نوع است: پیش از جمله‌ی آن ویرگول می‌آید و فعل صرف‌شده در پایان جمله قرار می‌گیرد. این بخش معمولاً پس از Hauptsatz (جمله‌ی اصلی) می‌آید، چون کارش افزودن پشتوانه به سخن قبلی است.

تفاوت آن با weil صرفاً رسمی‌تر بودن نیست. weil یک علت را بیان می‌کند، اما zumal آن علت را به‌عنوان نکته‌ای برجسته و تقویت‌کننده عرضه می‌کند. بنابراین در هر پاسخ ساده به پرسش «چرا؟» نمی‌توان آن‌ها را بدون تغییر لحن و معنا جایگزین کرد.

تشدید پله‌ای با geschweige denn

geschweige denn یعنی «چه رسد به». ابتدا موردی مطرح می‌شود که ناممکن، نامحتمل، ناکافی یا دشوار است؛ سپس موردی می‌آید که در همان مقیاس، حتی کمتر قابل انتظار است. زمینه اغلب منفی است، اما وجود واژه‌ی nicht الزامی نیست؛ kaum به معنای «به‌سختی» یا عبارتی مانند «بودجه کافی نیست» نیز می‌تواند این زمینه را بسازد.

پس از این ترکیب ممکن است فقط یک اسم، گروه حرف‌اضافه‌ای، عبارت مصدری یا یک جمله‌ی کامل بیاید. بخش‌های حذف‌شده باید از جمله‌ی قبلی قابل بازیابی باشند. اگر دو بخش به یک فعل یا حرف اضافه وابسته‌اند، ساخت دستوری آن‌ها باید سازگار بماند. خودِ این پیونددهنده حالت اسم را تعیین نمی‌کند.

پیش از geschweige denn ویرگول می‌آید. اگر ادامه با dass آغاز شود، پیش از dass نیز ویرگول لازم است و فعل آن جمله در پایان می‌آید. ترتیب پله‌ها را هم کنترل کنید: معمولاً از مورد دست‌یافتنی‌تر به مورد دشوارتر می‌رویم.

روش تشخیص و تولید در متن واقعی

برای انتخاب پیونددهنده، نخست رابطه را بدون واژه‌ی رسمی توضیح دهید:

  • «از اطلاعات قبلی این نتیجه به دست می‌آید»: demzufolge.
  • «این ادعا فقط در این جنبه یا تحت این شرط معتبر است»: insofern.
  • «این دلیل، سخن قبلی را بیشتر تقویت می‌کند»: zumal.
  • «حتی مورد ساده‌تر فراهم نیست؛ مورد دشوارتر که جای خود دارد»: geschweige denn.

سپس ساخت جمله را انتخاب کنید. برای دو کاربرد قیدی نخست، جایگاه دوم فعل را کنترل کنید؛ برای Nebensätze، فعل پایانی را بررسی کنید. در بازنویسی، فقط پیونددهنده را عوض نکنید: ممکن است ترتیب فعل، ویرگول یا حتی میزان قطعیت ادعا نیز نیاز به تغییر داشته باشد.

جدول

پیونددهنده یا ساخت رابطه و معنای معمول نوع و جایگاه فعل ویرگول و نکته‌ی کاربردی
demzufolge + finites Verb + Subjekt نتیجه یا استنتاج؛ «در نتیجه‌ی آن» قید پیونددهنده در جایگاه نخست؛ فعل صرف‌شده در جایگاه دوم مرز جمله‌ها با نقطه، نقطه‌ویرگول یا ویرگول؛ پس از خودِ واژه ویرگول نمی‌آید
Subjekt + finites Verb + … + demzufolge + … همان رابطه‌ی نتیجه، با تأکید کمتر بر پیونددهنده کاربرد در میانه‌ی جمله؛ ترتیب اصلی جمله حفظ می‌شود معمولاً بدون ویرگول پیرامون واژه
insofern + finites Verb + Subjekt «از این جهت» یا «تا این حد»؛ ارجاع به جنبه‌ی قبلی کاربرد قیدی در آغاز؛ فعل در جایگاه دوم خودِ واژه از ادامه‌ی جمله جدا نمی‌شود
Subjekt + finites Verb + … + insofern + … محدود کردن اعتبار ادعا در میانه‌ی جمله کاربرد قیدی؛ فعل اصلی در جایگاه دوم می‌ماند معمولاً بدون ویرگول پیرامون واژه
insofern, als … / insofern … , als … «از این جهت که»؛ توضیح جنبه یا محدوده‌ی ادعا بخش با als وابسته است؛ فعل صرف‌شده در پایان آن پیش از als ویرگول لازم است
insofern + Nebensatz «به شرط آنکه»؛ کاربرد شرطی رسمی Konjunktion وابسته‌ساز؛ فعل در پایان Nebensatz Nebensatz با ویرگول جدا می‌شود؛ می‌تواند پیش یا پس از Hauptsatz بیاید
zumal + Nebensatz «به‌ویژه از آن رو که»؛ دلیل برجسته و تقویت‌کننده Konjunktion وابسته‌ساز؛ فعل در پایان؛ معمولاً پس از Hauptsatz پیش از Nebensatz ویرگول لازم است
geschweige denn + Wortgruppe «چه رسد به»؛ مورد دوم کمتر قابل انتظار است گروه اسمی، حرف‌اضافه‌ای یا مصدری؛ بدون ترتیب فعلی مستقل پیش از پیونددهنده ویرگول؛ ساخت دستوری بخش‌های موازی حفظ می‌شود
geschweige denn, dass … تشدید پله‌ای با یک ادعای کامل Nebensatz با dass؛ فعل در پایان هم پیش از geschweige denn و هم پیش از dass ویرگول می‌آید
هر چهار پیونددهنده رابطه‌ی منطقی میان بخش‌های متن بدون صرف برای شخص، جنس، شمار یا حالت انتخاب بر اساس معنا و ساخت جمله، نه صرفاً رسمی بودن

مثال‌ها

Die Nachfrage ist deutlich gesunken; demzufolge reduziert das Unternehmen seine Produktion im nächsten Quartal.

تقاضا به‌طور محسوسی کاهش یافته است؛ در نتیجه، شرکت تولید خود را در سه‌ماهه‌ی آینده کاهش می‌دهد.

پس از demzufolge در ابتدای جمله، فعل صرف‌شده قرار گرفته است.

Mehrere Unterlagen fehlen noch, und die Behörde kann den Antrag demzufolge derzeit nicht abschließend bearbeiten.

چند مدرک هنوز موجود نیست و اداره در نتیجه فعلاً نمی‌تواند رسیدگی به درخواست را به پایان برساند.

demzufolge در میانه‌ی جمله آمده و نتیجه‌ی نبودن مدارک را بیان می‌کند.

Die neue Regelung schafft einheitliche Fristen; insofern erleichtert sie die Zusammenarbeit zwischen den beteiligten Abteilungen.

مقررات جدید مهلت‌های یکسانی تعیین می‌کند؛ از این جهت، همکاری میان بخش‌های مربوط را آسان‌تر می‌سازد.

insofern ارزیابی مثبت را به جنبه‌ی مهلت‌های یکسان محدود می‌کند.

Wir sollten die Sitzung verschieben, zumal mehrere zuständige Mitarbeiter wegen einer Fortbildung nicht teilnehmen können.

بهتر است جلسه را به تعویق بیندازیم، به‌ویژه از آن رو که چند کارمند مسئول به‌دلیل شرکت در یک دوره‌ی آموزشی نمی‌توانند حضور داشته باشند.

zumal دلیل تقویت‌کننده می‌آورد؛ مجموعه‌ی فعلی teilnehmen können در پایان قرار دارد.

Das Budget reicht kaum für die laufenden Ausgaben, geschweige denn für die geplante Erweiterung des Beratungsangebots.

بودجه به‌سختی هزینه‌های جاری را پوشش می‌دهد، چه رسد به گسترش برنامه‌ریزی‌شده‌ی خدمات مشاوره.

دو گروه با für موازی‌اند؛ kaum زمینه‌ی منفی لازم را فراهم می‌کند.

Die Maßnahme ist insofern sinnvoll, als sie den Verwaltungsaufwand verringert, ohne die Rechte der Beschäftigten einzuschränken.

این اقدام از این جهت معقول است که حجم کار اداری را کاهش می‌دهد، بدون آنکه حقوق کارکنان را محدود کند.

ساخت insofern … , als … جنبه‌ی دقیقِ معتبر بودن ارزیابی را مشخص می‌کند.

Insofern die erforderlichen Nachweise vollständig vorliegen, kann die zuständige Stelle den Antrag noch in dieser Woche prüfen.

به شرط آنکه مدارک لازم به‌طور کامل موجود باشند، مرجع مسئول می‌تواند درخواست را همین هفته بررسی کند.

insofern اینجا Konjunktion شرطی است؛ فعل vorliegen در پایان Nebensatz قرار دارد.

Es ist nicht gesichert, dass die Finanzierung ausreicht, geschweige denn, dass zusätzliche Stellen dauerhaft geschaffen werden können.

قطعی نیست که تأمین مالی کافی باشد، چه رسد به اینکه بتوان موقعیت‌های شغلی بیشتری را به‌طور دائمی ایجاد کرد.

پس از geschweige denn یک جمله‌ی کامل با dass آمده و ادعای قوی‌تری را زیر سؤال می‌برد.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: Die Frist ist abgelaufen; demzufolge wir können den Antrag nicht mehr einreichen. — درست: Die Frist ist abgelaufen; demzufolge können wir den Antrag nicht mehr einreichen. — وقتی قید پیونددهنده در جایگاه نخست است، فعل صرف‌شده پیش از فاعل می‌آید.
  • اشتباه: Wir sollten die Sitzung verschieben, zumal mehrere zuständige Mitarbeiter können nicht teilnehmen. — درست: Wir sollten die Sitzung verschieben, zumal mehrere zuständige Mitarbeiter nicht teilnehmen können. — zumal Nebensatz می‌سازد و فعل صرف‌شده را به پایان می‌فرستد.
  • اشتباه: Die Maßnahme ist insofern sinnvoll, als sie verringert den Verwaltungsaufwand. — درست: Die Maßnahme ist insofern sinnvoll, als sie den Verwaltungsaufwand verringert. — در بخش توضیحی با als، فعل صرف‌شده در پایان قرار می‌گیرد.
  • اشتباه: Wir können nicht einmal dem Abteilungsleiter vertrauen, geschweige denn den Vorstand. — درست: Wir können nicht einmal dem Abteilungsleiter vertrauen, geschweige denn dem Vorstand. — گروه پس از geschweige denn همان حالت گروه اول را می‌گیرد؛ vertrauen Dativ می‌خواهد، پس dem Vorstand درست است.

مبحث‌های مرتبط