مبحث‌های سطح B2
  1. آرزوها و شرط‌های غیرواقعی در حال و گذشته
  2. مقایسه‌ی غیرواقعی با als ob و als wenn
  3. جمله‌های شرطی بدون wenn
  4. Konjunktiv I و نقل‌قول غیرمستقیم
  5. Zustandspassiv در آلمانی
  6. جایگزین‌های Passiv در آلمانی
  7. Passiv بی‌فاعل و فعل‌های مجهول‌ناپذیر
  8. Futur II و بیان حدس در آلمانی
  9. Modalverben برای حدس و نقل ادعا
  10. جمله‌های تقابلی با während و statt dass
  11. جمله‌های بیان روش و نبودِ همراهی در آلمانی
  12. Relativsätze پیشرفته: حرف اضافه، مالکیت، was و wo
  13. ساخت‌های مصدری: هدف، حذف و جایگزینی
  14. مرور رابط‌ها: علت، نتیجه، تقابل و شرط
  15. حروف اضافه‌ی علّت و وسیله با Genitiv
  16. اسمی‌سازی و بازگردانی به ساختار فعلی
  17. ترکیب‌های اسم و فعل در آلمانی
  18. گسترش اسم با اضافه، حرف اضافه و Relativsatz
  19. پارتیکل‌های لحن در آلمانی: doch، mal، eben، halt، ja، schon
  20. قیدهای جمله و نگرش گوینده
  21. پیشوندهای جداشدنی و جدانشدنی فعل
  22. صرف صفت پس از viele، alle، einige، manche و solche
  23. ضمیرهای ویژه: derselbe، derjenige و selbst
  24. چیدمان دقیق جمله و قاب فعلی در آلمانی

چیدمان دقیق جمله و قاب فعلی در آلمانی

با الگوی Satzklammer، یعنی «قاب فعلی»، می‌توانید جای فعل‌ها و بخش‌های دیگر جمله را دقیق‌تر تشخیص دهید. این درس نشان می‌دهد چه چیزی در Vorfeld، یعنی «پیش‌میدان»، قرار می‌گیرد و چه زمانی انتقال یک بخش به Nachfeld، یعنی «پس‌میدان»، طبیعی است.

نقشه‌ی جمله: جایگاه‌ها را بشناسید

برای تحلیل جمله، فقط واژه‌ها را نشمارید؛ ببینید هر بخش چه نقشی دارد. الگوی رایج جمله‌ی خبری چنین است: پیش‌میدان، لبه‌ی چپ قاب، میان‌میدان، لبه‌ی راست قاب و پس‌میدان. Mittelfeld یعنی «میان‌میدان»؛ بیشتر فاعل‌ها، مفعول‌ها و قیدها در همین بخش قرار می‌گیرند.

در Heute muss ich den Antrag beim Bürgeramt persönlich abgeben.، یعنی «امروز باید درخواست را شخصاً به اداره‌ی خدمات شهروندی تحویل بدهم»، Heute پیش‌میدان است؛ muss و abgeben دو لبه‌ی قاب‌اند و بقیه‌ی اجزا میان آن‌ها قرار دارند.

این نقشه جایگاه‌های ممکن را نشان می‌دهد؛ لازم نیست همه‌ی خانه‌ها پُر باشند. به‌ویژه پیش‌میدان و پس‌میدان در همه‌ی جمله‌ها وجود ندارند.

قاب فعلی چگونه ساخته می‌شود؟

در Hauptsatz (جمله‌ی اصلی)، فعل صرف‌شده، یعنی فعلی که با شخص و زمان هماهنگ شده، در لبه‌ی چپ قرار می‌گیرد. بخش باقی‌مانده‌ی فعل در لبه‌ی راست می‌آید:

  • فعل جداشدنی: ruft … an، به معنی «تلفن می‌زند».
  • زمان کامل: hat … erledigt، به معنی «انجام داده است».
  • Modalverb (فعل وجهی): muss … warten، به معنی «باید منتظر بماند».
  • آینده: wird … kommen، به معنی «خواهد آمد».
  • Passiv (ساخت مجهول): wird … geprüft، به معنی «بررسی می‌شود».

لبه‌ی راست می‌تواند چندبخشی باشد، مانند muss … geprüft werden، به معنی «باید بررسی شود». اگر فعل ساده باشد، مثل arbeitet، به معنی «کار می‌کند»، لبه‌ی راست خالی است. بنابراین هر چیزی که پس از فعل صرف‌شده می‌آید، خودبه‌خود پس‌میدان نیست.

پیش‌میدان: یک واحد، نه الزاماً یک واژه

در جمله‌ی خبری معمول، فعل صرف‌شده جایگاه دوم را دارد. پیش از آن یک واحد جمله‌ای می‌آید؛ این واحد می‌تواند یک واژه، یک گروه طولانی یا یک Nebensatz (جمله‌ی وابسته) باشد. پس «جایگاه دوم» به معنی «واژه‌ی دوم» نیست.

در Nach dem Termin beim Arzt fahre ich direkt zu meiner Arbeit.، یعنی «بعد از نوبت پزشک، مستقیم به محل کارم می‌روم»، کل Nach dem Termin beim Arzt یک واحد است. پس از آن، فعل می‌آید و سپس فاعل.

پیش‌میدان معمولاً موضوع شناخته‌شده یا نقطه‌ی شروع پیام را مشخص می‌کند؛ همیشه محل قوی‌ترین تأکید نیست. در جمله‌ی خنثی، ضمیرهای مفعولی و nicht، به معنی «نه»، معمولاً در میان‌میدان می‌مانند.

Konjunktion (حرف ربط) هم‌پایه مانند und، aber و denn، به معنی «و»، «اما» و «زیرا»، معمولاً بیرون از این شمارش قرار می‌گیرند. در مقابل، deshalb، به معنی «به همین دلیل»، خودش می‌تواند پیش‌میدان را اشغال کند.

پرسش، دستور و Nebensatz

در پرسش بله‌وخیر و دستور معمول، پیش‌میدان خالی است و فعل صرف‌شده آغاز جمله را می‌سازد. در پرسش دارای واژه‌ی پرسشی، گروه پرسشی پیش‌میدان را می‌گیرد؛ مثلاً Mit welchem Bus، به معنی «با کدام اتوبوس». در جمله‌ای با weil، به معنی «چون»، یا dass، به معنی «که»، Konjunktion لبه‌ی چپ را می‌گیرد و مجموعه‌ی فعلی در لبه‌ی راست قرار می‌گیرد.

در الگوی معمول، فعل صرف‌شده آخر مجموعه می‌آید؛ مانند weil er länger arbeiten muss، به معنی «چون او باید بیشتر کار کند».

همین پایان‌آمدن فعل را در Relativsätze (جمله‌های موصولی) و پرسش‌های غیرمستقیم هم می‌بینید. اگر Nebensatz پیش از Hauptsatz بیاید، کل آن پیش‌میدان Hauptsatz است؛ بعد از ویرگول، فعل صرف‌شده‌ی Hauptsatz می‌آید.

یک استثنای مهم در زمان کامل با Modalverben دیده می‌شود: weil er hat arbeiten müssen، یعنی «چون او مجبور بوده کار کند». اینجا hat پیش از دو Infinitiv (مصدر) قرار می‌گیرد؛ نباید قاعده‌ی «فعل صرف‌شده همیشه آخر است» را بدون استثنا تعمیم داد.

پس‌میدان: چه چیزی بیرون از قاب می‌رود؟

پس‌میدان بعد از لبه‌ی راست قرار دارد. Nebensätze و گروه‌های مصدری با zu اغلب اینجا می‌آیند. گروه‌های مقایسه‌ای و بعضی گروه‌های حرف‌اضافه‌ای، به‌ویژه اگر طولانی باشند، نیز می‌توانند به پس‌میدان منتقل شوند.

برای نمونه، در Ich habe gestern erfahren, dass unser Termin auf Montag verschoben wurde.، یعنی «دیروز فهمیدم که نوبت ما به دوشنبه منتقل شده است»، Nebensatz پس از erfahren قرار گرفته است.

اما پس‌میدان محل آزاد برای هر جزء نیست. فاعل و مفعول کوتاه، به‌خصوص ضمیرهای بدون تأکید، معمولاً در میان‌میدان می‌مانند. انتقال Nebensatz به پس‌میدان کاملاً معیار است؛ انتقال اجزای کوتاه در گفتار ممکن است حالت توضیحِ افزوده یا اصلاحِ حرف قبلی پیدا کند.

تفاوت گفتار و نوشتار

در گفتار، پس‌میدان به گوینده کمک می‌کند اطلاعات سنگین را دیرتر اضافه کند. در نوشتار هم این کار برای جلوگیری از قاب بسیار طولانی مفید است؛ بنابراین پس‌میدان را صرفاً «محاوره‌ای» ندانید.

در گفتار روزمره، گاهی پس از weil ترتیب Hauptsatz شنیده می‌شود. برای نوشتار معیار و پاسخ رسمی، ساخت معمول با مجموعه‌ی فعلی در پایان انتخاب مطمئن‌تری است.

همچنین es گاهی فقط جای پیش‌میدان را پُر می‌کند و با جلوآمدن جزء دیگر حذف می‌شود. اما es در عبارت آب‌وهوایی es regnet، به معنی «باران می‌بارد»، با تغییر پیش‌میدان باقی می‌ماند.

روش کنترل جمله

ابتدا فعل صرف‌شده و بخش‌های دیگر فعل را پیدا کنید. سپس نوع جمله را تعیین کنید و پیش‌میدان را بررسی کنید. در پایان بپرسید: آیا Nebensatz یا گروه طولانی بهتر است پس از قاب قرار بگیرد؟

برای نوشتن روشن، پیش‌میدان را بی‌دلیل سنگین نکنید و ضمیرها را به انتهای جمله نفرستید. هدف، جابه‌جایی نمایشی نیست؛ باید خواننده زود بفهمد جمله درباره‌ی چیست و فعل چگونه کامل می‌شود.

جدول

ساخت یا نکته پیش‌میدان لبه‌ی چپ قاب میان‌میدان لبه‌ی راست قاب پس‌میدان
خبری با فعل ساده Heute arbeitet meine Schwester im Büro. خالی خالی
فعل جداشدنی Am Abend ruft sie ihre Mutter an. خالی
زمان کامل Die Unterlagen habe ich gestern abgeschickt. خالی
گذشته‌ی کامل Den Termin hatte ich leider vergessen. خالی
Modalverb Morgen müssen wir länger arbeiten. خالی
آینده Der Techniker wird morgen kommen. خالی
Passiv Präsens (زمان حال) Der Antrag wird gerade geprüft. خالی
Passiv زمان کامل Der Antrag ist bereits geprüft worden. خالی
Passiv با Modalverb Der Antrag muss erneut geprüft werden. خالی
پرسش بله‌وخیر خالی Hast du den Brief gelesen? خالی
پرسش با گروه پرسشی Mit wem hast du gestern telefoniert? خالی
دستور خالی Rufen Sie mich bitte morgen an! خالی
Nebensatz با Konjunktion خالی weil ich morgen länger arbeiten muss خالی
پرسش غیرمستقیم خالی wann der nächste Bus abfährt خالی
Relativsatz؛ ضمیر Akkusativ خالی den ich gestern angerufen habe خالی
Nebensatz در پیش‌میدان Wenn ich Zeit habe, rufe ich dich an. خالی
Nebensatz در پس‌میدان Ich habe schon gehört, dass du umziehst.
گروه مصدری در پس‌میدان Ich habe dir angeboten, dich zum Bahnhof zu bringen.
مقایسه در پس‌میدان Wir haben länger gewartet als erwartet.
گروه حرف‌اضافه‌ای در پس‌میدان Ich habe gestern gesprochen mit der neuen Leiterin unserer Abteilung.
زمان کامل با Modalverb در Nebensatz خالی weil ich länger habe arbeiten müssen خالی
Konjunktion هم‌پایه بیرون از شمارش heute muss ich länger arbeiten. پیش از پیش‌میدان: Aber
قید پیوندی در پیش‌میدان Deshalb muss ich länger arbeiten. خالی
جای‌پُرکن پیش‌میدان Es haben viele Leute angerufen. با جلوآمدن جزء دیگر حذف می‌شود: Heute haben viele Leute angerufen.
ضمیر لازم در بیان آب‌وهوا Heute hat es den ganzen Tag geregnet. خالی

مثال‌ها

Heute arbeitet meine Schwester wegen eines wichtigen Projekts länger im Büro.

امروز خواهرم به‌خاطر یک پروژه‌ی مهم، مدت بیشتری در اداره کار می‌کند.

پیش‌میدان Heute است؛ فعل ساده است و لبه‌ی راست قاب خالی می‌ماند.

Nach dem Abendessen räume ich mit meinem Bruder die Küche auf.

بعد از شام، همراه برادرم آشپزخانه را مرتب می‌کنم.

گروه Nach dem Abendessen یک واحد است؛ räume … auf قاب را می‌سازد.

Warum hast du die Unterlagen nicht schon gestern an die Versicherung geschickt?

چرا مدارک را همان دیروز برای شرکت بیمه نفرستادی؟

واژه‌ی پرسشی Warum در پیش‌میدان است و hast … geschickt دو لبه‌ی قاب‌اند.

Bitte bringen Sie die ausgefüllten Formulare morgen zur persönlichen Beratung mit.

لطفاً فردا فرم‌های تکمیل‌شده را برای جلسه‌ی مشاوره‌ی حضوری همراه بیاورید.

در این دستور مؤدبانه، Bitte نشانگر درخواست است؛ فعل bringen آغاز ساخت امری را می‌سازد.

Weil die Heizung ausgefallen ist, muss der Hausmeister heute noch vorbeikommen.

چون سیستم گرمایش از کار افتاده است، سرایدار باید تا پایان امروز سری بزند.

کل Nebensatz پیش‌میدان است؛ بنابراین بلافاصله پس از ویرگول، muss می‌آید.

Die Reparatur wird wahrscheinlich teurer werden, als wir ursprünglich gedacht haben.

تعمیر احتمالاً از آنچه در ابتدا فکر می‌کردیم گران‌تر خواهد شد.

گروه مقایسه‌ای با als پس از لبه‌ی راست werden در پس‌میدان قرار گرفته است.

Ich habe gestern erfahren, dass unser Antrag noch einmal geprüft werden muss.

دیروز فهمیدم که درخواست ما باید یک بار دیگر بررسی شود.

Nebensatz در پس‌میدان Hauptsatz است؛ مجموعه‌ی geprüft werden muss در پایان Nebensatz می‌آید.

Die Mitarbeiterin erklärte, dass sie wegen einer technischen Störung länger hatte bleiben müssen.

کارمند توضیح داد که به‌دلیل یک اختلال فنی مجبور شده بود بیشتر بماند.

با دو Infinitiv bleiben müssen، Hilfsverb (فعل کمکی) hatte پیش از آن‌ها می‌آید.

اشتباه‌های رایج

  • اشتباه: Nach dem Termin ich fahre direkt zur Arbeit. — درست: Nach dem Termin fahre ich direkt zur Arbeit. — گروه زمانی پیش‌میدان را گرفته است؛ فعل باید پیش از فاعل بیاید.
  • اشتباه: Wenn ich Feierabend habe, ich rufe dich an. — درست: Wenn ich Feierabend habe, rufe ich dich an. — کل Nebensatz یک واحد در پیش‌میدان Hauptsatz است.
  • اشتباه: Ich habe geschickt die Unterlagen gestern. — درست: Ich habe die Unterlagen gestern geschickt. — مفعول کوتاه و قید زمان در این جمله‌ی خنثی میان دو بخش فعل قرار می‌گیرند.
  • اشتباه: Ich bleibe zu Hause, weil ich muss auf den Techniker warten. — درست: Ich bleibe zu Hause, weil ich auf den Techniker warten muss. — در نوشتار معیار، مجموعه‌ی فعلی Nebensatz در پایان می‌آید؛ ترتیب Hauptsatz پس از weil در گفتار شنیده می‌شود.
  • اشتباه: Ich war müde, weil ich länger arbeiten müssen habe. — درست: Ich war müde, weil ich länger habe arbeiten müssen. — در زمان کامل با این ساختِ دو Infinitiv، Hilfsverb پیش از مصدرها قرار می‌گیرد.

مبحث‌های مرتبط