مبحثهای سطح B2
- آرزوها و شرطهای غیرواقعی در حال و گذشته
- مقایسهی غیرواقعی با als ob و als wenn
- جملههای شرطی بدون wenn
- Konjunktiv I و نقلقول غیرمستقیم
- Zustandspassiv در آلمانی
- جایگزینهای Passiv در آلمانی
- Passiv بیفاعل و فعلهای مجهولناپذیر
- Futur II و بیان حدس در آلمانی
- Modalverben برای حدس و نقل ادعا
- جملههای تقابلی با während و statt dass
- جملههای بیان روش و نبودِ همراهی در آلمانی
- Relativsätze پیشرفته: حرف اضافه، مالکیت، was و wo
- ساختهای مصدری: هدف، حذف و جایگزینی
- مرور رابطها: علت، نتیجه، تقابل و شرط
- حروف اضافهی علّت و وسیله با Genitiv
- اسمیسازی و بازگردانی به ساختار فعلی
- ترکیبهای اسم و فعل در آلمانی
- گسترش اسم با اضافه، حرف اضافه و Relativsatz
- پارتیکلهای لحن در آلمانی: doch، mal، eben، halt، ja، schon
- قیدهای جمله و نگرش گوینده
- پیشوندهای جداشدنی و جدانشدنی فعل
- صرف صفت پس از viele، alle، einige، manche و solche
- ضمیرهای ویژه: derselbe، derjenige و selbst
- چیدمان دقیق جمله و قاب فعلی در آلمانی
جایگزینهای Passiv در آلمانی
ساختهای جایگزین Passiv (ساخت مجهول) اجازه میدهند بدون تمرکز بر انجامدهنده، دربارهی یک کار، امکان انجام آن یا ضرورت آن صحبت کنیم. در این درس، تفاوت man، sich lassen، پسوند -bar و sein + zu را یاد میگیرید؛ این ساختها همیشه معنای یکسانی ندارند.
جایگزین Passiv یعنی چه؟
در Passiv، معمولاً کار یا چیزی که تحت تأثیر کار قرار میگیرد مهمتر از انجامدهنده است. Passiversatzformen یعنی «ساختهای جایگزین Passiv» همین تغییر تمرکز را با ابزارهای دیگری انجام میدهند. بااینحال، همهی آنها فقط بازنویسی سادهی Passiv نیستند: بعضی، امکان یا ضرورت انجام کار را هم بیان میکنند.
- man یک فاعل انسانیِ نامشخص معرفی میکند.
- sich lassen معمولاً امکان انجام کار را میرساند.
- صفت دارای -bar اغلب قابلیت انجام کار را بیان میکند.
- sein + zu بسته به بافت، ضرورت، الزام یا امکان را میرساند.
پیش از تبدیل جمله، مشخص کنید منظورتان «انجام میشود»، «میتوان انجام داد» یا «باید انجام داد» است.
فاعل نامشخص با man
ضمیر man به افراد نامشخص یا مردم بهطور کلی اشاره میکند و فعل آن همیشه سومشخص مفرد است. این ساخت از نظر دستوری معلوم است، نه Passiv. بنابراین چیزی که در جملهی Passiv فاعل بود، در اینجا معمولاً مفعول میشود و حالت دستوریاش باید دوباره بررسی شود.
Man prüft den Antrag normalerweise innerhalb von zwei Wochen nach dem Eingang.
«معمولاً درخواست را ظرف دو هفته پس از دریافت بررسی میکنند.»
در Akkusativ، شکل متناظر این ضمیر einen و در Dativ، einem است. این شکلها برای ارجاع به همان فرد نامشخص کاربرد دارند. شکل ملکی معمولاً sein است و مطابق اسم پس از خود صرف میشود.
در گفتار، man بسیار رایج است. در متن رسمی هم درست است، اما تکرار زیاد آن میتواند متن را مبهم کند. اگر انجامدهنده مشخص و مهم است، نامبردن از او اغلب روشنتر است.
امکان انجام کار با sich lassen
الگوی این ساخت «فاعل + شکل صرفشدهی lassen + ضمیر انعکاسی + Infinitiv (مصدر) بدون zu» است. فاعل معمولاً چیزی است که میتوان کاری روی آن انجام داد. ضمیر انعکاسی با فاعل هماهنگ میشود؛ برای اسم مفرد و جمعِ سومشخص، sich میآید.
Die Datei lässt sich auch auf einem älteren Computer problemlos öffnen.
«این فایل را روی یک رایانهی قدیمیتر هم میتوان بدون مشکل باز کرد.»
این ساخت معمولاً معادل Passiv همراه با können است، نه Passiv ساده. در منفی، امکان را رد میکند. برای بیان دشواری نیز میتوان از leicht به معنی «بهآسانی»، schwer به معنی «بهسختی» و problemlos به معنی «بدون مشکل» استفاده کرد.
این ساخت هم در گفتار و هم در نوشتار طبیعی است. کاربرد آن با فاعل انسانی ممکن است معنای «اجازهدادن» پیدا کند؛ بنابراین هر ترکیب دارای lassen را نباید خودکار جایگزین Passiv دانست.
قابلیت با صفتهای دارای -bar
پسوند -bar در بسیاری از صفتها نشان میدهد که انجام کاری ممکن است؛ مانند lösbar به معنی «قابلحل» و vermeidbar به معنی «قابلاجتناب». این صفتها بیشتر از فعلهایی ساخته میشوند که مفعول مستقیم میگیرند، اما ساختن صفت با این پسوند برای همهی فعلها طبیعی یا رایج نیست.
Die zusätzlichen Kosten sind für viele Familien auf Dauer nicht tragbar.
«این هزینههای اضافی در درازمدت برای بسیاری از خانوادهها قابلتحمل نیستند.»
پس از sein، صفت پسوند صرفی نمیگیرد؛ پیش از اسم، مانند صفتهای دیگر صرف میشود، مثلاً ein lösbares Problem یعنی «یک مشکل قابلحل». منفیسازی با nicht امکانپذیر است و بعضی صفتها شکل جاافتادهی دارای un- دارند، مانند unlesbar به معنی «ناخوانا».
همهی صفتهای دارای این پسوند معنای مجهولی ندارند؛ مثلاً brennbar یعنی «اشتعالپذیر». همچنین essbar یعنی «قابلخوردن»، نه لزوماً «خوشمزه».
ضرورت یا امکان با sein + zu
در این ساخت، sein صرف میشود و Infinitiv همراه با zu میآید. فاعل، شخص یا چیزی است که کار باید یا میتواند روی آن انجام شود. این الگو در دستورالعملها، نامههای اداری و متنهای رسمی رایجتر از گفتوگوی روزمره است.
Die Unterlagen sind spätestens am Freitag bei der zuständigen Stelle einzureichen.
«مدارک باید حداکثر تا جمعه به مرجع مربوط ارائه شوند.»
ضرورت، معنای بسیار رایجی است؛ اما واژههای جمله و موقعیت میتوانند امکان را برسانند. مثلاً ترکیب با «بهسختی» معمولاً به دشواری انجام کار اشاره دارد.
منفیسازی نیازمند دقت است: nicht zu بسته به بافت میتواند ناممکنبودن یا ممنوعبودن را برساند. برای «لازم نیست» بهتر است از ساخت روشنی مانند nicht müssen یا nicht brauchen + zu استفاده کنید. در فعل جداشدنی، zu میان پیشوند و پایه قرار میگیرد؛ مانند auszufüllen.
زمان، جای فعل و تفاوت با ساخت معلوم
زمان را فعل صرفشده نشان میدهد. برای گذشته میتوان از ließ sich یا war zu استفاده کرد. شکل گذشتهی کاملِ الگوی انعکاسی مانند hat sich öffnen lassen نیز ممکن است، ولی در نوشتار، Präteritum (گذشتهی ساده) اغلب جمعوجورتر است. برای صفتها، تغییر زمان روی فعل ربطی انجام میشود: ist lesbar در برابر war lesbar.
در Nebensatz (جملهی وابسته)، فعل صرفشده به پایان میرود. همچنین sein + zu را با haben + zu اشتباه نگیرید: در دومی، فاعل انجامدهندهی کار است؛ در اولی، کار روی فاعل انجام میشود.
چگونه ساخت مناسب را انتخاب کنیم؟
ابتدا معنا و سپس لحن را انتخاب کنید. برای گزارش عمومیِ یک کار، man مناسب است. برای امکان عملی، sich lassen و صفت رایجِ دارای -bar معمولاً طبیعیاند. برای دستور رسمی، sein + zu انتخاب مناسبی است. این ساختها در همهی جملهها قابلجایگزینی نیستند؛ بهویژه ضرورت را نباید ناخواسته به امکان تبدیل کرد.
جدول
| ساخت یا شخص | الگو یا شکل | معنا و نکته |
|---|---|---|
| فاعل نامشخص | man + Verb in der 3. Person Singular | ساخت معلوم با انجامدهندهی انسانی نامشخص |
| حالتهای ضمیر نامشخص | Nominativ: man / Akkusativ: einen / Dativ: einem | Nominativ، مفعولی مستقیم و Dativ؛ شکل ملکی معمولاً sein است |
| امکان با فعل انعکاسی | Subjekt + lassen + Reflexivpronomen + Infinitiv ohne zu | معمولاً معادل «میتوان کاری را انجام داد» |
| اولشخص مفرد | ich lasse mich / ich bin … zu … | ساخت دارای فاعل انسانی به بافت معنایی روشن نیاز دارد |
| دومشخص مفرد | du lässt dich / du bist … zu … | ضمیر انعکاسی با فاعل هماهنگ است |
| سومشخص مفرد؛ هر ۳ جنس | er lässt sich / sie lässt sich / es lässt sich; er ist / sie ist / es ist … zu … | شکل فعل برای هر ۳ جنس یکسان است |
| اولشخص جمع | wir lassen uns / wir sind … zu … | هماهنگی فعل و ضمیر با فاعل جمع |
| دومشخص جمع | ihr lasst euch / ihr seid … zu … | شکل خطاب غیررسمی جمع |
| سومشخص جمع و خطاب رسمی | sie lassen sich / Sie lassen sich; sie sind / Sie sind … zu … | در خطاب رسمی، ضمیر خطاب با حرف بزرگ نوشته میشود |
| گذشتهی ساخت انعکاسی | Die Tür ließ sich öffnen. / Die Tür hat sich öffnen lassen. | «در را میشد باز کرد.»؛ هر دو شکل گذشته درستاند |
| صفت قابلیت | lösbar / lesbar / vermeidbar | قابلحل، خوانا، قابلاجتناب؛ ساخت این صفتها برای همهی فعلها آزاد نیست |
| جایگاه صفت | ein lösbares Problem / Das Problem ist lösbar. | پیش از اسم صرف میشود؛ پس از فعل ربطی بدون پسوند است |
| منفیِ صفت | nicht lesbar / unlesbar | ناخوانا؛ شکل دارای پیشوند منفی باید در زبان رایج باشد |
| ضرورت رسمی | Der Antrag ist zu prüfen. | «درخواست باید بررسی شود.»؛ برداشت معمول در دستور اداری |
| امکان وابسته به بافت | Der Fehler ist kaum zu erkennen. | «تشخیص خطا بسیار دشوار است.» |
| منفیِ وابسته به بافت | Die Tür ist nicht zu öffnen. | ممکن است ناممکنبودن یا ممنوعبودن بازکردن را برساند |
| گذشته و آینده | war zu prüfen / wird zu prüfen sein | زمان روی فعل ربطی نشان داده میشود |
| Infinitiv جداشدنی | auszufüllen / einzureichen / abzugeben | نشانهی Infinitiv میان پیشوند و پایه قرار میگیرد |
| ترتیب در Nebensatz | weil sich die Tür öffnen lässt / weil der Antrag zu prüfen ist | فعل صرفشده در پایان قرار میگیرد |
مثالها
Man bekommt die neuen Formulare direkt am Empfang oder auf Anfrage per Post.
فرمهای جدید را مستقیم از پذیرش یا با درخواست از طریق پست دریافت میکنند.
با man، فعل همیشه سومشخص مفرد است.
Wenn man neu im Betrieb ist, hilft einem eine feste Ansprechperson.
وقتی کسی در محل کار تازهوارد است، یک فرد مشخص برای پاسخگویی به او کمک میکند.
شکل einem به همان فرد نامشخصِ معرفیشده با man برمیگردد.
Die Balkontür lässt sich seit der Reparatur wieder ohne großen Kraftaufwand schließen.
از زمان تعمیر، درِ بالکن را دوباره میتوان بدون صرف نیروی زیاد بست.
ساخت lässt sich schließen امکان بستهشدن را بیان میکند.
Die beschädigten Stühle lassen sich mit einfachen Werkzeugen leider nicht mehr reparieren.
متأسفانه صندلیهای آسیبدیده را دیگر نمیتوان با ابزارهای ساده تعمیر کرد.
با فاعل جمع، فعل به شکل lassen میآید، اما ضمیر همچنان sich است.
Die Schrift auf dem alten Rezept ist für mich kaum noch lesbar.
خط روی نسخهی قدیمی دیگر برای من بهسختی خواناست.
صفت lesbar پس از فعل ربطی پسوند صرفی نمیگیرد.
Bitte melden Sie vermeidbare Verzögerungen rechtzeitig, damit wir den Liefertermin noch einhalten können.
لطفاً تأخیرهای قابلاجتناب را بهموقع گزارش دهید تا هنوز بتوانیم موعد تحویل را رعایت کنیم.
صفت vermeidbare پیش از اسم جمع آمده و پسوند گرفته است.
Der Antrag ist vollständig auszufüllen und bis Ende des Monats persönlich abzugeben.
درخواست باید بهطور کامل تکمیل شود و تا پایان ماه حضوری تحویل داده شود.
ساخت sein + zu در این دستور اداری الزام را میرساند.
Obwohl alle Daten vorlagen, war der Fehler selbst für die Fachleute kaum zu erkennen.
با اینکه همهی دادهها موجود بود، تشخیص خطا حتی برای متخصصان هم بسیار دشوار بود.
در war kaum zu erkennen، بافت معنای امکان دشوار را میرساند، نه الزام.
اشتباههای رایج
- اشتباه: Man müssen den Antrag unterschreiben. — درست: Man muss den Antrag unterschreiben. — ضمیر man همیشه فعل سومشخص مفرد میگیرد.
- اشتباه: Die Datei lässt sich zu öffnen. — درست: Die Datei lässt sich öffnen. — پس از lassen در این ساخت، Infinitiv بدون zu میآید.
- اشتباه: Die Probleme lässt sich lösen. — درست: Die Probleme lassen sich lösen. — فاعل جمع است و فعل هم باید جمع باشد.
- اشتباه: Das Formular ist zu ausfüllen. — درست: Das Formular ist auszufüllen. — در فعل جداشدنی، zu میان پیشوند و پایه قرار میگیرد.
- اشتباه: Das ist ein lösbar Problem. — درست: Das ist ein lösbares Problem. — صفت دارای -bar پیش از اسم، مانند صفتهای دیگر صرف میشود.